دراجتماع گوشتهای محدود مکرر دو پا
دو پا های بدتر از دو پا
دخترکی بر گوشه ی پنجره ی دلش نشسته است
آرام آرام باد باد
مبارکباد بادبادک کوچک سرخ
که آویخته ای بر انگشتان کودکانه ی قلبت
دریچه ی دریای قلبت باز باد
هبوط سرما از تبعیدگاه دور
به قاب پنجره ای که باز باد باز بروی دریای قلبت
تراکم باران
تراکم توالی سیلهای طوفان زا
دخترک در اندیشه ی زورقی سپید
نشسته است بر چوبی کبود
دخترک عاشق ستاره هاست
ستاره های ناز خورشیدی
باز باد
دریچه ی غم
دخترک کبود